X
تبلیغات
رایتل

مجله راه58  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 26 دی‌ماه سال 1391 در ساعت 09:14 ق.ظ

با سلام

مجله راه شماره 58 منتشر شد.

این شماره مجله ی راه به بررسی جشنواره مردمی فیلم عمار می پردازد.

شماره58مجله راه در288صفحه به صورت رنگی و با قیمت 3000تومان انتشار یافته است.


علاقه مندان می توانند شماره 58 مجله راه کاری از دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی را از:

مرکز فرهنگی وارثین

به نشانی دزفول، خیابان امام خمینی شمالی، کوچه شهدا، روبروی مسجد لب خندق تهیه نمایند.

تلفن: 0641-2254556و09168230974

ضمنا تحویل همه ی محصولات مرکز فرهنگی وارثین در شهر دزفول در منزل به صورت کاملا رایگان می باشد.


پی نوشت1: وقتی مجله را باز می کنی چند تا عکس اون بالا جلب توجه می کنه: 

رحیم مخدومی(نویسنده بسیجی) که این روزها با دو کتاب من مادر مصطفی و من مدیر جلسه ام بیشتر می شناسیمش.

سیدداوود میرباقری(راوی حماسه های جاوید): خالق مختارنامه

بهزاد بهزادپور(سی سال جهاد فرهنگی): که فی الحال نمیشناسمش


پایین این عکس ها یک عکس از اکران مردمی جشنواره فیلم عمار در مسجد دهستان نردین سمنان آمده که دنبال چیزی که توش نباید بگردی مسئول و سوپر استار و دلم دیمبو است صاحبان واقعی انقلاب اونا که آقا میگه باید براشون خودکشون کنی.


صفحه ی بعد شناسنامس طبق معمول سردبیر و مدیر مسئول: وحید جلیلی

دو صفحه ی بعد یکی پیام امام خمینی(ره)در 30/6/67معروف به پیام به هنرمندان و دیگری4بند از امام خامنه ای(حفظه ا...تعالی)است.

جملات امام خمینی خواندنی اند چه هر روز ابعاد گسترده تری می یابند و فهمشان بهتر می شود.

ولی نکته ی دیگر سخنانی است که کمتر از امام خامنه ای شنیده ایم:


شما می تواتنید خیلی اثرگذار باشید!

هیچ کس به شما دستور نداده که بروید کارگردان یا سینماگر بشوید. این میل، استعداد و شوق شما بوده که وارد این میدان شده اید؛ اما حالا که وارد شده اید؛ این مسئولیت را بپذیرید!

شما می توانید خیلی اثر گذار باشید.(بیانات در دیدار جمعی از کارگردانان سینما و تلویزیون23خرداد1385)

تا شما وارد نشوید...

تا شما نسل جوان نو، با اعتقادات صحیح، با دید صحیح، با مذاق دینی، به طور کامل وارد این میدان کارها نشوید؛ هنر نمایش-چه سینما، چه تئاتر-آن اعتلای لازم را در کشور پیدا نخواهد کرد.

(بیانات در جلسه پرسش و پاسخ با مدیران مسئول و سردبیران نشریات دانشجویی 4اسفند1377)


اما شما بگویید ببینم...چند فیلم ساخته اید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اما شما بگویید ببینم در مقابل آن فیلمی که پایه های فرهنگ مردم، اعتقاد مردم، دین مردم، روحیه انقلابی و ایثار و شهادت را در مردم متزلزل می کند-که نه یکی، نه دو تا، نه ده تاست- شما چند تا فیلم ساخته اید؟!اینجاست که من احساس خطر می کنم.(بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام اسلامی19تیر1379)


افراد با استعداد و جوانان انقلابی...

هل من ناصر...

این گوی و این میدان

این چشم علی ببینم چه می کنیم...ببینم چشمتو...

افراد با استعداد و جوانان انقلابی را بنشانید و از انها جدی بخواهید که بیایند مناظر بیادماندنی انقلاب را در فیلمنامه های بسیار هنرمندانه و انسانی و حاکی از اوج درک و فه نویسنده-که انسان گاهی در بعضی از فیلمنامه های خارجیف این معنا را مشاهده میکند- تصویر کنند.(بیانات در دیدار مدیران شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران7بهمن1370)


فعلا اینو داشته باشین تا بعد.


معرفی کتاب آهنگران  چاپ

تاریخ : شنبه 23 دی‌ماه سال 1391 در ساعت 01:50 ب.ظ

با سلام

کتاب خاطرات و نوحه های حاج صادق آهنگران با مقدمه ی دکتر محمدرضا سنگری منتشر شد.



این کتاب بالغ بر 910صفحه می باشد که از سوی نشر یازهرا منتشر شده است.

همچنین به همراه این کتاب دو حلقه لوح فشرده از نوحه های حاج صادق آهنگران به صورت صوتی و  تصویری ارائه شده است.


این کتاب شامل دو بخش است که مکمل همدیگرند

بخش اول خاطرات حاج صادق می باشد 

بخش دوم شامل متن نوحه ها و گاها عکس هایی با توضیح خود ایشان و همچنین دست نوشته هایی می باشد

علاقه مندان می توانند این کتاب را از مرکز فرهنگی وارثین به نشانی:

دزفول، خیابان امام خمینی شمالی، بالاتر از سبزقبا، کوچه شهدا، روبروی مسجد لب خندق، مرکز فرهنگی وارثین تهیه نمایند.

تلفن: 09168230974و0641-22545560و2273580

در صورت تمایل به سفارش اینترنتی می توانید با شماره ی همراه بالا ارتباط برقرار کنید.

تحویل این کتاب و سایر محصولات عرضه شده در مرکز فرهنگی وارثین در شهر دزفولدر منزل رایگان می باشد.




معرفی کتاب من مادر مصطفی  چاپ

تاریخ : دوشنبه 18 دی‌ماه سال 1391 در ساعت 09:05 ب.ظ

سلام

فردا این کتاب براتون معرفی میکنم:


مشخصات کتاب:

نام: من مادر مصطفی

نویسنده یا تدوین گر: رحیم مخدومی

ناشر: رسول آفتاب

سال نشر:1391

نوبت چاپ: دوم

قیمت: 4500تومان

تعداد صفحات: 128صفحه+8صفحه رنگی

موضوع: شهید مصطفی احمدی روشن از زبان مادرش و دیگران



با عرض پوزش از تاخیر حادث شده که بابت کسالت شدید بود.


مادر و همسر شهید احمدی روشن در کتاب «من مادر مصطفی» چه نوشتند؟

در مراسم رونمایی از کتاب «من مادر مصطفی»، مادر و همسر شهید احمدی روشن در ابتدای این کتاب برای «خبرگزاری دانشجو» و خطاب به دانشجویان متنی را تقریر کردند

به گزارش خبرنگار فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، روز گذشته در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، کتاب «من مادر مصطفی» نوشته رحیم مخدومی با حضور خانواده این شهید رونمایی شد.
 
در این مراسم مادر و همسر شهید در ابتدای کتاب برای «خبرگزاری دانشجو» و خطاب به دانشجویان متنی را تقریر کردند که این دو متن به شرح زیر است:
 
مادر شهید:
 
از همه دانشجویان عزیزم دختران و پسران خوبم خواهش می کنم چه آنها هدفشان اسلام و چه آنها که وطن دوست هستند دست از هدفشان برندارند و در همه مراحل زندگی برایشان آرزوی موفقیت می کنم.
 
مادر شهید احمدی روشن
 
همسر شهید:
 
به نظر مصطفی شهیدو دانشجو باید همه بعدی داشته باشد بعد علمی، فرهنگی، سیاسی و ...
و امیدوارم همواره به یاد شهدا و وظیفه ای که آنها بر عهده ما گذاشته اند باشیم.
 
کاشانی، همسر شهید مصطفی


منبع: وبلاگ علمدار خمینی

پوستر کتاب نامیرا + معرفی کتاب نامیرا+ دانلود پوستر کتاب نامیرا  چاپ

تاریخ : دوشنبه 18 دی‌ماه سال 1391 در ساعت 09:00 ق.ظ

باسلام

یه معرفی اجمالی از کتاب ارزشمند"نامیرا" می ذارم امیدوارم استفاده کنید...


ِانَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ، وَأَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ، یُخَالَفُ فِیهَا کِتابُ اللهِ، وَیَتَوَلَّى عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالاً، عَلَى غَیْرِ دِینِ اللهِ، فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِینَ وَلَوْ أَنَّ الْحقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ البَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ؛ وَلکِن یُؤْخَذُ مِنْ هذَا ضِغْثٌ وَمِنْ هذَا ضِغْثٌ، فَیُمْزَجَانِ! فَهُنَالِکَ یَسْتَوْلی الشَّیْطَانُ عَلَى أَوْلِیَائِهِ، وَیَنْجُو الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللهِ الْحُسْنَى.(نهج البلاغه/خطبه50)


هر کسی می‌خواهد فتنه‌ی اخیر را بشناسد؛ این کتاب را بخواند.مقام معظّم رهبری





رمان نامیرا نوشته ی صادق کرمیار


برگزیده ی جایزه ادبی جلال آل احمد

توضیح کتاب: رمان نامیرا رمانی است که وقایع کوفه و فتنه گون بودن ان را به خوبی ترسیم می کند و خواننده را در شرایط ان زمان قرار می دهد تا بیندیشد که تصمیم گیری در آن شرایط چقدر سخت است و چگونه باید عمل کرد که بعدا پشیمان نشود.

رمان: در بین شیوه های بیان هنری ان چیزی که در مجموع بیشتر جامع شرایط گوناگون هست؛ رمان هست؛ حتی مثلا از سینما...در عین حال فهم از فیلم با فهم از رمان متفاوت است. فیلم محدودیتی دارد که نمی تواند همه ی چیزها را بیان کند. شما ببینید از کتاب بینوایان ویکتور هوگو تا حالا چند فیلم ساخته اند در ایران خود ما تلویزیون تا حالا دو سه فیلم از آن را نشان داده است. بنده بینوایان را بارها خوانده ام این فیلم ها را هم با علاقه نگاه کرده ام اما بینوایان کجا این فیلم ها کجا؟ اصلا قابل مقایسه نیست.(مقام معظّم رهبری/ص310و311کتاب کتاب و کتابخوانی در آیینه رهنمودهای رهبری)


این کتاب و بهترین و جدید ترین آثار ادبی را می توانید از: 

وارثین؛ مرکز تولید و توزیع محصولات جبهه ی فرهنگی انقلاب اسلامی؛  دزفول، خیابان امام خمینی شمالی، بالاتر از حرم حضرت سبزقبا(ع)، کوچه ی شهدا،  روبروی مسجد لب خندق تهیه نمایید. تلفن:06412254556 و09168230974


* در مورد کتاب نامیرا مطالب زیادی هست که به این مطلب اضافه خواهد شد علاقه مندان میتونن در صورت تمایل معرفی کتابهای خودشونو برای استفاده ی سایر دوستان به آدرس رایانانه مرکز فرهنگی وارثین به نشانی: MarkazVaresin@gmail.com و در صورت تمایل به حضور در مرکز فرهنگی وارثین به نشانی: دزفول- خیابان امام خمینی شمالی- بالاتر از سبزقبا- کوچه شهدا- روبروی مسجد لب خندق- مرکز تولید و توزیع محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی- وارثین مراجعه کنند تا از نظرات شما و حضورتان بهره مند شویم.


**همچنین علاقه مندان میتونن نقد و نظر خودشون و یا تکه ی تاثیرگذاری که از این رمان مطالعه کرده اند را به همان منوال فوق الذکر ارسال کنند تا پس از بررسی در پایان همین مطلب درج شود.


پوستر معرفی کتاب نامیرا (وارثین)1

پوستر معرفی کتاب نامیرا (وارثین)2

پوستر معرفی کتاب نامیرا(وارثین)3

روضه اربعین حضرت آیت‌الله آقا مجتبی تهرانی...  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 13 دی‌ماه سال 1391 در ساعت 05:40 ب.ظ

سلام


صوت روضه اربعین آیت‌الله مجتبی تهرانی...



کنز پنهان...آیت الله مجتبی تهرانی...  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 13 دی‌ماه سال 1391 در ساعت 01:39 ب.ظ

با سلام


چندی پیش رفته بودم برای کوتاه کردن موهایم در اونجا مجله ی اطلاعات هفتگی دیدم که مصاحبه ای با دکتر محسن اسماعیلی کرده بودند و در جایی به مناسبت سوالی اشاره کرده بودند که آیت الله مجتبی تهرنی کنز مخفی ما هستند...

متن ذیل از سایت ایشان برداشته شده که مصاحبه ی هفته نامه پنجره با ایشان پیرامون آیت الله مجتبی تهرانی است...


مصاحبه با مجله پنجره درباره حضرت استاد شیخ مجتبی تهرانی

دلبری برگزیده‌ام که مپرس


از روزی که خبر کسالت و بستری شدن شیخنا الاستاد دام ظله منتشر شد، انبوه مراجعات ارادتمندان و نیز اهل رسانه به صورت کلافه‌کننده‌ای شدت گرفت.
حق هم با آن‌ها بود که با دل‌های مضطرب و با صداهایی لرزان می‌خواستند خبری از پیر این شهر پرغوغا بگیرند. اکنون تندیس بزرگ فقاهت و اخلاق بر تخت بیمارستان آرام گرفته بود، و هرچه او آرام‌تر، دل‌های مشتاق نا‌آرام‌تر می‌شد.
چندین بار عرض کردم که اجازه می‌فرمایید خبری منتشر شود، و هر بار مثل همیشه استنکاف می‌کرد و ... اما این‌بار چنان شد که برای نخستین‌بار بدون اذن حضرتش، ارتجالاً و بی مقدمه چند جمله‌ای گفتم. هنوز نمی‌دانم وقتی از مصاحبه‌ام مطلع شوند، چه خواهند گفت، امّا چون دوستان اصرار کردند، بد نیست شما هم آن را بخوانید...


دیشب وقتی در کنار بستر آن بزرگوار با نزدیکان و فرزندان حضرت استاد نجوا می کردیم، نگران بودیم که تداوم سکوت زمینه را برای برخی افراد آماده کند که آمادگی و مهارتی عجیب برای این‌گونه مواقع دارند. بارها این بیت حافظ را از استاد شنیده بودم که:
«سر زده وارد مشو میکده حمام نیست حرمت پیر مغان بر همگان واجب است»

بگذریم، ... و اما متن مصاحبه که در شماره اخیر هفته‌نامه پنجره چاپ شده است:

سوال: از نقطه آغاز شروع می کنیم: زمانی که با حضرت استاد آشنا شدید.

جواب:
15 دی ماه سال 1361 بود که برای نخستین بار توفیق دیدار و حضور در مجلس نورانی درس اخلاق این استاد بزرگوار را پیدا کردم و الحق که «چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی». در آن روزها نوجوانی بودم که مشتاقانه این جا و آن‌جا به دنبال استادی می‌گشتم تا مرا از چشمه زلال معارف قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام سیراب کند. هر کس نشانه‌ای می‌داد، بی‌درنگ می‌رفتم و می‌دیدم. بهره‌های فراوانی هم از عزیزان متعددی بردم که وامدار و سپاس‌گزار همه آن‌ها بوده و هستم، امّا هنگامی که در آن چهارشنبه سرنوشت ساز توفیق رفیق راه شد و به محضر ایشان راه یافتم، گمشده خود را پیدا کردم و به لطف خدا از آن روز تا کنون از این نعمت بی‌بدیل بهره‌مند بودم؛ از جلسات درس اخلاق و تفسیر گرفته تا سال 1372 که افتخار درک درس خارج فقه و اصول معظم‌له نصیب من شد، و تا سال‌ها بعد که با حسن‌ظن و محبت پدرانه ایشان نعمت تمام شد و به درس‌های خصوصی هم راه پیدا کردم... حالا هم سخت چشم به راهم که این پیر میدان‌دار علم و اخلاق از بستر بیماری برخیزد و هم‌چنان به نورافشانی بپردازد. همین چند ماه وقفه‌ای هم که پیدا شد، خیلی خسارت‌بار و دردآور بوده است و مدام این غزل حافظ را زمزمه می‌کنم که:

      درد عشقی کشیده‌ام که مپرس         زهر هجری چشیده‌ام که مپرس
      گشته‌ام در جهـــان و آخر کار             دلبــــری برگزیـده‌ام که مپرس
      آن‌چنان در هوای خــاک درش             مـی‌رود آب دیـــده‌ام که مپرس
      من به گوش خود از دهانش دوش       سخنــــانی شنیده‌ام که مپرس
      بی‌تو در کلــبه گــدایی خویش            رنج‌هایی کشیـــده‌ام که مپرس

سوال: با توجه به اینکه به بهانه های مختلف از محضر ایشان بهره برده اید, مهمترین خصوصیات ایشان را چه می دانید؟

جواب:
با این حال و اوضاع، و با عجله‌ای که هست نمی‌توانم تصویر درستی از خصوصیات تدریس ایشان ارائه کنم. اجمالاً عرض می‌کنم که اولاً نظم و تقید حضرت ایشان مثال زدنی است. در همه این سال‌ها که نمی‌دانم چند هزار جلسه در خدمت ایشان بوده‌ام، و خوشبختانه غالب آن‌ها را هم نوشته‌ام، حتی یک‌بار تاخیر و غیبت را به یاد ندارم. احترام زیادی برای درس و شاگردان قائل هستند. بسیار اتفاق افتاده که با تزریق آمپول و در نهایت درد و رنج خود را به درس رسانده‌اند و یا با چه مشکلاتی خود را مثلاً از مشهد شبانه به تهران رسانده‌اند تا سر وقت بر سر درس حاضر شوند. مجموعه این‌ها خاطرات درس‌آموزی می‌شود.

ثانیاً دقت نظر معظم‌له مثال‌زدنی است. هیچ‌گاه بدون مطالعات عمیق و وسیع قبلی و بدون آمادگی در درس حاضر نمی‌شود. مطلب تکراری ندارند و از تتبع آرای بزرگان کم نمی‌گذارند. نقدهای عملی فراوان دارند، امّا هیچ‌گاه جانب حرمت دیگران را فروگذار نکرده‌اند. ثانیاً اهتمام والایی به رجال و فقه الحدیث دارند و من کمتر نظیری برای این سراغ دارم. نکته دیگری که تأکید بر آن دارند، تعمّد و همت بالا برای زنده‌نگه‌داشتن مکتب فقهی و اصولی استاد بزرگوارشان، حضرت امام خمینی رضوان‌الله تعالی علیه، از خود نشان داده‌اند. سخت به ایشان عشق می‌ورزند و احیاگر مکتب ایشان در حوزه تهران هستند. در این سال‌های اخیر حتی متواضعانه و کریمانه پیشنهاد مرا پذیرفتند و محور بحث خود را به تحریرالوسیله امام (ره) تغییر دادند تا شرح ناتمام آیه‌الله فاضل لنکرانی (قدس‌سره)بر این کتاب به اتمام برسد.

امیدوارم به دعای مؤمنان نیت بزرگ ایشان محقق گردد.

سوال: ایشان در ضمن مباحث علمی, چه نوع تاثیرگذاری اخلاقی روی شاگردان و مخاطبان دارند؟
جواب: همین‌ مختصر هم که از اخلاق و منش و روش تدریس ایشان عرض کردم، برای اهل فن آشکار می‌کند که چه تأثیری بر شاگردان خود داشته و دارند. مخاطب ایشان، اگر صخره صمّاء هم باشد، در برابر قطره‌قطره آب حیاتی که از فیوضات ایشان می‌بارد، تأثیر می‌پذیرد. شاگرد‌ها هم غالباً دقیق، کوشا، منظم و متخلق هستند. «غالب» هم که می گویم چون برخی از آن‌ها را نمی‌شناسم و ضمناً کار امثال من نباید به حساب ایشان نوشته شود.

رأفت و توجه فراوانی به طلاب دارند. همین چند شب پیش و در اوج بیماری و ناراحتی، چندبار با نگرانی از پرداخت شهریه طلاب سوال می کردند و سفارش می فرمودند. به ارتقای سطح علمی شاگردان بسیار تقید دارند؛ به گونه ای که معروف است کسانی باید به درس خارج ایشان بروند که یکبار درس خارج رفته باشند! حتی برخی از بزرگان می فرمودند که ایشان در اخلاق هم درس خارج اخلاق می دهند و حق هم همین است. چندین بار به ایشان عرض کرده ام که کسانی خواهش می کنند سطح مباحث را پایین بیاورید. ایشان با لبخند و مهربانی می فرمودند: بگویید آنها سطح خود را بالا بیاورند.

سوال: اندیشه و منش ایشان در زمینه اجتماعی و سیاسی چگونه است؟ چون به نظر می رسد که این بعد کمتر شناخته شده است.
جواب: همه ابعاد وجودی استاد عظیم الشان ما ناشناخته است، اما ابعاد اجتماعی و سیاسی ایشان، جز برای اخصّ خواص، ناشناخته تر است. این خودش باب وسیعی است که انشاالله جداگانه باید راجع به آن صحبت کنیم. ایشان اصرار داشته و دارند که گمنام و ناشناخته باقی بمانند و برخی اقدامات منحصر به فرد و سرنوشت ساز قبل و بعد از انقلاب دارند که کمتر کسانی مطلع هستند. اما همه اینها را به عنوان وظیفه شرعی انجام داده اند و مایل نبودند اطلاع رسانی شود. آینده نگری و شناخت عمیق افراد و روابط آنها از خصوصیاتی است که به این اندازه در کسی ندیده ام و از کرامات و خصایص حضرت ایشان است. گاهی حوادثی را از ده سال قبل پیش بینی می کردند و هشدار می دادند. تحولات جهانی را با دقت دنبال می کنند؛ و حتی گاهی به برخی اخبار ورزشی مربوط به خارج از کشور واکنش هایی نشان می دادند که حیرت انگیز است. فتوا و مهمتر از آن رفتار صریح ایشان در وجوب حفظ نظام و تقویت آن مشهود همگان است؛ در حالیکه از کمترین خیرخواهی و راهنمایی هم فروگذار نمی کنند و این درس بزرگی برای همه است که امیدوارم اجازه دهند موقعی مورد گفتگو قرار گیرد.

سوال: اجازه بدهید این گفتگو را با خاطره ای از استاد به پایان برسانیم
جواب: می توانید حدس بزنید که انتخاب یک خاطره از ایشان چقدر برای من دشوار است. دنیایی گفتنی و ناگفتنی از این دریای فضیلت و دانش هست که به دلیل همان روحیه خاصی که گفتم اجازه نداده اند کمتر کسی از آن اطلاع پیدا کند. بالاتر اینکه بارها شده که اگر مثلا و به صورت اتفاقی از چیزی اطلاع پیدا کرده ام، مرا صدا زده و صریحاً فرموده اند: حرام است این مطلب را به کسی بگوئید.

فعلاً به مخاطبان این مجله عرض می کنم که ایشان حقیقتاً «جهانی است بنشسته در گوشه ای» و «دعای گوشه نشینان بلا بگرداند». چند شب پیش در بیمارستان به ایشان عرض کردم که همه ما و مریدان شما محتاج دعا هستیم. پزشکان هم خواسته اند که من این را به شما عرض کنم. فرمودند من همیشه همه آنها و شما را دعا می کنم و البته من هم به دعای مردم نیاز مندم. مرا همین دعاهای مردم نگهداشته است. در همان حال باز به فکر مشکلات اقتصادی مردم و گرانی ها بودند و دستور دادند که بگوئید از طرف من به نیازمندان صدقه بدهند. 

آیت الله مجتبی تهرانی به ملکوت اعلی پیوست...  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 13 دی‌ماه سال 1391 در ساعت 12:30 ب.ظ

با سلام

انّا لله و انّا الیه راجعون

درگذشت آیت االله مجتبی تهرانی را به محضر مبارک آقا امام زمان(عج) و نائب برحقشان امام خامنه ای(حفظه الله تعالی) و همه ی دوستداران خاندان عصمت و طهارت تسلیت عرض می نمایم.


آشنایی اجمالی با زندگی مرحوم آیت‌الله العظمی مجتبی تهرانی/

آیت‎الله مجتبی تهرانی، به ملکوت اعلاء پیوست/ تشیع صبح روز اربعین حسینی(ع)/ خاطره‌ای تاریخی از مجلس روضه امسال حاج آقا مجتبی

شب گذشته خبری منتشر شد که داغ دل همه عزاداران سیدالشهدا(ع) را تازه کرد؛ خبری که تایید می‌کرد آیت‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی که بسیاری از اهالی پایتخت بارها و بارها در مجالس اخلاق و روضه‌اش در مسجد جامع بازار شرکت کرده بودند، بعد از چند ماه تحمل بیماری، دار فانی را وداع گفت و به ملکوت اعلی پیوست.

به گزارش رجانیوز، این شاگرد برجستۀ مکتب فقهی و عرفانی حضرت امام(ره) که از مراجع عظام تقلید و از شاگردان مبرّز مکتب فقهی، اصولی، فلسفی، اخلاقی و عرفانی امام خمینی(ره) بودند شب گذشته در سن 75 سالگی و با بیش از 30 سال کرسی دروس اسلامی در حوزه‌ علمیه‌‌ تهران دار فانی را وداع گفت.

این در حالی است که دفتر معظم له اعلام کرد مراسم تشییع این عالم پاک و ربانی ساعت 9 صبح روز پنجشنبه مصادف با روز اربعین حسینی(ع) از مقابل مدرسه عالی شهید مطهری واقع در میدان بهارستان تشییع شده و در حرم سیدالکریم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) تدفین خواهد شد.


یت‌الله مجتبی تهرانی در سال 1316 ه.ش در خانواده‏ای از اهل علم، معرفت و شهادت در تهران به دنیا آمد. پدر ایشان مرحوم آیت‏الله میرزا عبدالعلی تهرانی،از شاگردان مرحوم حاج‌شیخ عبدالکریم حائری یزدی، فقیهی مجاهد و عارفی سترگ بود که در زمان تاریک حکومت پهلوی اوّل، با همراهی و رفاقت مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی بزرگ، به اقامة جماعت در مسجد جامع بازار تهران مشغول بود و در امر تربیت نفوس مستعدّ و راهنمایی سالکان الی‏الله‏تعالی اهتمام ویژه داشت.
 
وی طبق رسم تمامی خاندان‌های علم و معرفت، تحصیل در علوم دینی و اشتغال به علوم حوزوی را از دوران کودکی آغاز نمود و در امر تحصیل علوم، جدّیت فوق‌العاده‌ای داشت. ایشان با هدایت و ارشاد والد بزرگوار خود، برای مدّت چهار سال به مشهد مقدّس مهاجرت کرد و در سایه الطاف حضرت علی‌بن‏موسی الرّضا(ع)مشغول به گذراندن سطح گردید و از محضر اساتید برجسته‌ای چون ادیب نیشابوری بهره برد. سپس به قم مهاجرت کرد تا در حوزه نوپای آن دیار، که به تازگی تمامی اهل علمِ جهان تشیّع را به‌سوی خود جذب می‌کرد، حضور یابد و سطوح عالی دروس حوزوی را نیز به اتمام برساند.
 
این عالم وارسته با جدّیت و پشتکار بسیار، دروس سطح را به‏سرعت تمام کرد و در سنین نوجوانی به محضر علمی بزرگانی چون امام خمینی، مرحوم آیت‌الله‏العظمی بروجردی،آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی و مرحوم علّامه طباطبایی راه یافت. در جدّیت و پشتکار معظّم‌له همین نکته کافی است که به فرمودة خودشان، در زمانی که مشغول به دروس سطح بودند، دو مرتبه تمام وسائل‌الشیعه را مطالعه کردند تا برای شرکت در درس خارج آماده شوند. ایشان با نبوغ و پشتکاری که از خود نشان دادند، در جوانی به درجة رفیع اجتهاد رسیده و به‌زودی توانستند از نزدیکان و خصّیصین حضرت امام قرار گیرند. مقبولیّت علمی ایشان نزد استاد خویش، به‌اندازه‌ای بود که حضرت امام به طلبة خوش‌فکر و جوان خود اجازه داد تا تقریرات و نوشته‌جات درس بیعشان را جمع‌آوری کرده و به صورت یک اثر مستقل منتشر نماید. ایشان در همین ایّام، کتاب مکاسب محرّمة حضرت امام، همچنین دوجلد رسائل اصولی ایشان را تنظیم و منتشر کردند.


به گزارش مهر، با آنکه هنوز مدّت زیادی از استفاضة این طلبه فاضل و جوان از محضر زعیم عالم تشیّع، حضرت آیت‌الله‏العظمی بروجردی نگذشته بود، این مرجع کم‌نظیر رحلت کرد و بار هدایت امّت را به ‌دوش خلف صالح خویش چون حضرت امام خمینی(ره) نهاد. حال که امر خطیر مرجعیّت متوجّه حضرت امام شده بود، ایشان شاگرد فاضل خود، یعنی حاج‌آقا مجتبی تهرانی را مأمور به جمع‌آوری فتاوا و تنظیم اوّلین نسخه از رسالة عملیه و مناسک حجّ خویش گردانید که در همان ایّام به چاپ رسید و در دست‌رس مقّلدان قرارگرفت. حضرت استاد برای انجام این امر مهم، ضمن بهره‏گیری از دست‌نوشته‌های متعدّد استاد خویش، با ایشان هم‌بحث شد و رساله‌ای دقیق و علمی آماده کرد که بعدها جزو دقیق‌ترین رساله‌های منسوب به امام خمینی مطرح گردید. همة این امور در زمانی اتّفاق افتاد که هنوز کمتر از بیست و پنج سال از عمر شریف حضرت استاد می‌گذشت.
 
ایشان علاوه بر یادگیری فقه و اصول در محضر استاد بی‌بدیل خود، چندین سال نیز از مشرب اخلاقی و عرفانی آن عارف کامل و عالم ربّانی سیراب گردید و با دیدگاه‏های اجتماعی و سیاسی امام امّت به‌خوبی آشنا شد. این استضائه از خورشید حیات‌بخش امام و دیگر اولیای الهی ادامه داشت تا آنکه جرقّه‌های بیداری اسلامیِ ملّت ایران زده شد و امام خمینی از کشور تبعید گردید. بعد از این واقعة دردناک، حضرت آیت‌الله تهرانی نیز سه سال بعد، به نجف رفت تا هم سیر معنوی خود را در سایة فیوضات امیر‌المؤمنین(ع) و دیگر ائمة هدی تکمیل نماید و هم از تربیت استاد خویش بی‌بهره نماند. امّا این معیّت زیاد طول نکشید و حضرت امام به ایشان امر کردند که به ایران برگشته و در تهران حضور داشته باشند. لذا ایشان در سال 1349 به زادگاه خود بازگشت و به کارهای مهم و برزمین مانده مشغول گردید.
 
حضرت استاد از زمان بازگشت به تهران، تا پیروزی انقلاب شکوهمند امامت و ولایت در ایران، ضمن اقامة جماعت در مسجد جامع بازار، تدریس سطوح عالی خود را در مدارس علمیة تهران آغاز کردند و تربیت و هدایت جوانان انقلابی را به‌دست گرفتند. از جلسات بسیار محرمانه با برخی انقلابیون فعّال گرفته تا جلسات عمومی اخلاق که در برخی مقاطع زمانی به‌دلیل ممانعت حکومت جور، تعطیل می‌شد، همچنین حضور در بازار تهران و هدایت و رهبری مردم کوچه و بازار، از اهمّ فعّالیت‌های معظّم‌له پیش از انقلاب بود.
حضور عادّی آیت الله تهرانی در تهران و فعالیّت‌های مخفی ایشان در راهنمایی و رهبری مجاهدان انقلابی، آن‌قدر مفید و مؤثّر بود هنوز هم برکات آن در میان اهالی تهران، باقی و جاری است، که بعد از مدّت‏ها سرّ تأکیدهای حضرت امام مبنی بر مراجعت ایشان به تهران را روشن ساخت. عنایت ویژة حضرت امام به تهران موجب گردید که حضرت استاد، تا امروز در عاصمة‌جهان تشیّع بماند و نعمتی بی‌بدیل برای اهل این دیار باشد.
 
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با آغاز ولایت و زعامت حضرت روح‏الله، همچنین با توجّه به سوابق درخشان و مراودات حضرت استاد با امام امّت، انتظار می‌رفت که ایشان یکی از مسؤولین نظام اسلامی شده و گوشه‌ای از بار این انقلاب را به دوش بکشند. امّا بنا به فرمودة خودشان، ایشان با دعا به درگاه خدای متعال و توسّل به حضرات معصومین، خود را از قبول مسؤولیت‌های آشکار کنار کشیدند و با حضور در صحنة نیروسازی برای انقلاب، همچنان به‏صورت گمنام و مؤثّر به تربیت نیروهای جوان و کارآمد برای انقلاب اسلامی پرداختند.

لذا جلسات درس خارج ایشان مملوّ از طلّاب سطوح عالی بود که برای انجام وظیفه به تهران آمده بودند و از فضای علمی قم فاصله داشتند. این جلسات آن‌قدر مفید و کم‌نظیر بود که بسیاری از فضلا را به خود جذب کرد و حسرت دوری از فضای علمی قم را به رضایت و شکرگزاری شرکت در این جلسات علمی تبدیل نمود.
 
از طرفی دیگر، جلسات عمومی اخلاق و معارف اسلامی که قبل از انقلاب نیز برپا بود و از سال 1356 به‏طور منظّم و هفتگی دائر می‌گردید، مأمن بی‌نظیری برای بسیجیان مخلص حضرت روح‌الله و سکّوی پرشی برای دلدادگان و حیات‌یافتگان انقلاب اسلامی بود که تازه از زیر یوق جهالت ستم‌شاهی رهایی یافته و به نور حکومت الهی منوّر گشته بودند و بی‌صبرانه و مشتاقانه به‌دنبال معارف عمیق اسلام بودند.
 
خاطره‌ای تاریخی از مجلس روضه امسال آیت‌الله مجتبی تهرانی
 
مرجعیت به کنار
 
اجتهاد به کنار
 
اخلاق به کنار
 
عرفان به کنار
 
چهل سال پیش نوحه ای شنیدم که هنوز جگرم رو سوزانده
 
امشب بر خلاف رویه ام می خواهم نوحه بخوانم
 
همان سه بندی که جگرم را سوزاند
 
در وسط کوچه تو را ...
 
...............
 
آیت‌الله مجتبی تهرانی؛ مسجد جامع بازار 23 رمضان 1391
منبع: رجا نیوز



پیام تسلیت مقام معظّم رهبری

بسمه تعالی
با تأسف و تأثر فراوان خبر درگذشت عالم عامل ربّانی مرحوم آیة الله آقای حاج آقا مجتبی تهرانی رحمة الله علیه را دریافت کردم. این حادثه ناگوار، ضایعه‌ای برای حوزه‌ی علمیه و روحانیت و جامعه‌ی مذهبی تهران و به ویژه ارادتمندان و شاگردان ایشان و جوانانی است که از مجالس پرفیض و درسهای سازنده‌ی این معلّم اخلاق بهره می‌بردند؛ اینجانب تسلیت صمیمانه‌ی خود را به آن بیت شریف و بازماندگان بویژه اخوی بزرگوار و نیز به همسر مکرّم و آقازادگان ارجمند و دیگر بازماندگان این بیت شریف تقدیم داشته علوّ درجات آن فقید سعید را از خداوند متعال مسألت می‌نمایم.
سیّد علی خامنه‌ای
13/دی ماه/91


پوستر  چاپ

تاریخ : یکشنبه 10 دی‌ماه سال 1391 در ساعت 09:29 ب.ظ

با سلام

یه پوستر زیبا با موضوع تقابل حق و باطل میذارم که استفاده کنید

این پوستر کاری از گروه بچه های مسجد می باشد با تشکر از زحماتشان.

در ضمن دوستانی که علاقه مندند می توانند پوسترهای تولیدی خودشونو بفرستند برای به اشتراک گذاشتن.


پوستر حق و باطل

( تعداد کل: 10 )
   1       2    >>